در سال ۱۳۳۶ برای نخستین بار صدای شاهرخ از رادیو مهاباد به گوش همگان رسید.
حرفه اصلی او معلمی بود اما علاوه بر آن به شعر هم میپرداخت تا آنجا که برای آوازهایش ترانههایی میسرود. همچنین به آهنگسازی روی برخی ترانهها میپرداخت که ماحصل آن تصنیفهایی مثل از تنهایی، تو دریایی، شورش ناامیدی، دهت به رستم، آسمان شین (آبی) بود.
عزیز شاهرخ دارای سبک خاصی در آواز است که این سبک آواز در موسیقی کردستان مختص او و بسیار پرطرفدار است.او به موسیقی کردی و مقامهای کردی (قطارکان) مسلط است. مقام شیرین بیان یکی از شاهکارهای اوست که به سبک خود آن را ادا میکند. او در چهار کشور دارای مردم کرد زبان یعنی ایران، عراق، سوریه و ترکیه شهرت دارد و یک هنرمند بینالمللی کرد به حساب میآید.
عزیز شاهرخ تا کنون با نوازندگان چیره دستی همکاری داشته است که از میان آنها میتوان به گروه کامکارها، جلیل عندلیبی، سعید فرجپوری، حسین حمیدی، محمد فیروزی، بهرام ساعدو گروه آبیدر اشاره کرد. از مشهورترین آلبومهای او آلبومهای زمانه، از دست عشق و روناک با آهنگسازی و تنظیم: حمید رضا خجندی هستند.
آثار:
1. از دست عشق - آهنگساز: محمد جلیل عندلیبی
2. آوات (آرزو) - موسیقی کردی - آهنگساز: سعید فرجپوری، موسسه فرهنگی هنری ماهور، تهران ۱۹۹۶
3. زمانه - موسیقی کردی - آهنگساز: سعید فرجپوری، موسسه فرهنگی هنری ماهور، تهران ۱۹۹۷
4. به یاد سید علی اصغر کردستانی - آهنگساز: سعید فرجپوری، موسسه فرهنگی هنری ماهور، تهران ۱۹۹۷
5. روناک - موسیقی کردی - آهنگساز و تنظیم کننده:حمید رضا خجندی، شرکت فرهنگی هنری گلبانگ، تهران 1998
جهت دانلود یکی از البومهای استاد عزیز شاهرخ بر روی کلمه کرد وکردستان کلیک نمایید.
موسیقی كردستان در این میان چنان غنی است كه بواسطه تنوع آن، موسیقی سنتی ایران را نیز تحت شعاع خود قرار داده است. حضور شهرام ناظری، جمشید عندلیبی، خانواده كامكارها و صدیق تعریف در آسمان موسیقی ایران، سندی براین مدعاست.
در این میان هنرمندانی هم، بیهیچ قیمتی جلای وطن نكرده و در منطقه خود، حضور با ریشهای را ادامه دادهاند. <عزیز شاهرخ>، نوازنده و خواننده موسیقی مقامی كردستان ساكن مهاباد، از آن جمله است كه برای آشنایی بیشتر با موسیقی كردی و فعالیت وی در عرصه موسیقی كردی و موسیقی نواحی ایران (مقامی) گفتگو كردهایم. ماحصل این گفت و شنود درپی ازنظرتان میگذرد.
نخست درباره گستره موسیقی كردی بگوئید.
آهنگهای فولكلوریك و اصیل در مناطق كردستان ایران، عراق، تركیه و سوریه و در نواحی مختلف آن ویژگیهای مخصوص به خود را دارد.
به طور مثال، در منطقه مهاباد و شهرهای دوروبر آن به ویژه در مهاباد، آوازی به نام <قطار> كه در دستگاههای شورو ماهور و گهگاه در همایون و سهگاه خوانده میشود، از قدیم مرسوم بوده است. كلمه <قطار> به معنای كاروان بوده و از اشعار آن پیداست كه آهنگ به زمانی برمیگردد كه تجارت ابریشم بین ایران و چین برقرار بوده است.
مثلاً اشعار آن به صورت فارسی چنین است؛ قطاری (كاروانی) وارد شهر شده كه بار آن گوهر و جواهرات است و سرقافله آن فردی به نام (گویامرد) است.
یا در شعر دیگری آمده است؛ من خرامان خاقان چین هستم، نه همنشین تجار.
در جای دیگری در شعری آمده است؛ خرامان گوید خورشید نوشت باد، رنج راه چین فراموشت باد.
از مفاد این اشعار چنین استنباط میشود كه خورشید، نام مرد است و قافلهسالار كاروان بوده است. البته نام خورشید در میان كردها معمول است و حتی در داستانهای كردی نام خورشید زیاد به چشم میخورد. مثلاًٍ داستان (سورمه و خورشید).
و دیگر از آوازهای اصیل و فولكلوریك منطقه مهاباد و حومه آن میتوان از حیران، پاتیزه، آزیزه، بههاره و داستانهای بیكت نام برد بَیتها، اغلب حماسی، تاریخی و عشقی هستند.
در اغلب آهنگهای ریتمیك و غیره، این اشعار توسط خوانندههای بَیت خوان كه متاسفانه نایاب شدهاند، خوانده میشود.بیت های لاس و خزال، ابراهیم و محمل، خج و سیامند، ناصر و مال مال، سیدَوان، سرمه و خورشید، دمدم، مم وزین، سیوهخان، حسن و حیدر، لیلی و مجنون و صدها داستان دیگر به نام <بهیت> موجود است. و نیز در مهاباد آهنگهای خیلی عالی و ماندگاری از شاعر و عارف بزرگ و نامی كرد، <وفایی مهابادی> به جا مانده است كه در عصر خود توسط خوانندههای مجلسیخوان و خوش صدا بر سر زبانها افتاده است كه آقای سعید ماملی پدر هنرمند محمد ماملی نیز یكی از آنها بوده است.
در اورامانات، آهنگهای قدیمی چون؛ هوره و سیاهچه ماند، خیلی معروف هستند.آوازی به نام \"Lauk\" یالاوك معروف است البته این آواز بیشتر در دستگاه شور و دشتی است و به انواع مولودی خوانده میشود. یعنی هر آهنگ از لاوك، آهنگ و شعر مخصوص به خود دارد و البته در این فاصله زمانی تا به امروز، خوانندهها و هنرمندان نامی گردهم آثار زیادی از خود به جا گذاشتهاند و خالق و سازنده آوازهای زیادی بودهاند كه شرح آن مفصل است.
با اینكه ریتمهای طربانگیز در مقام های موسیقی كرد زیاد است، چرا این نوع موسیقی، روایتگر رمانتیك و بیانگر حرمان است؟
در اینكه موسیقی كردی تراوشاتی از درد و رنج و محرومیتهای ملت كرد را دارد، شكی نیست. بیشتر آوازهای كردی مملو از شرح این ناكامیهاست.
در واقع با تعریف بیتهای كردی (بهیت) این موضوع بهتر گفته میشود. بیت، شرح حال و وقایع تاریخی و حماسی است كه استادان آن با آواز ماجرای واقع شده را بیان میكنند. همانند؛ بیت <دمدم>، بیت شیخ محمود، كه به لهجه بادنیانی به نام لاوك شیخ محمود معروف است و خواننده آن كاویس آغا نام دارد و از استادان بزرگ موسیقی كردی است.
استادان بنامی چون طاهر توفیق، محمد صالح دیلان و حسن جزداوی آوازهایی در غم و حرمان سرودهاند.
مثلاً استاد دیلان میگوید: <صبح طلوع نخواهد كرد تا بینوایی از ته دل گریه نكند، گلی نخواهد شكفت تا بلبل صبحگاهی از درد دل ننالد. درخت باغ عالم میوه نخواهد داد، تا همه شاخ و برگ آن یك به یك و شاخه به شاخه، همگی با هم نگریند.
و یا اینكه استاد طاهر توفیق میگوید: ای گل آزادی، ای گل آزادی، تو از همه گل و غنچه گلهای بهاری شیرینتر و زیباتری. تو از گل شببوی بهاری قشنگتر و دلرباتری. از گلهای بنفشه خوشرنگتری. تو گلی هستی بنام گل آزادی برنده و آزاد كسی است كه ترا بدست آورد.
آیا موسیقی كردی، مقامهای مختلفی دارد؟ ساختار این مقامها چگونه است؟
ج - بنده براین اعتقادم كه كلمه <مقام> به معنای دستگاه موسیقی است. و كردهای عراق از این كلمه بیشتر استفاده میكنند.
آنها به جای اینكه از كلمه آواز برای آهنگهای غیر ریتمی استفاده كنند، كلمه مقام را به كار میبرند. ولی من میگویم كه كلمه آواز درستتر است. چرا كه در زمانهای گذشته، اگر كسی دارای هنری بود، مردم میگفتند: <فلانی دهنگ (به معنای صدا) و آواز خوبی دارد.> در مورد اینكه امروزه از این مقامها یا آوازها استفاده میشود یا خیر، عرض میكنم كه متاسفانه خیر، چون از هنگامی كه از سازهای غربی و به شیوه ناهنجار استفاده میشود، دیگر مردم و به ویژه جوانان امروزی از آنها استقبال نمیكنند، در نتیجه بیشتر خوانندهها، امروزی به ترانه های خیلی شاد كه در عروسیها خوانده میشود، اهمیت میدهند، كه در واقع جنبه فرهنگی و هنری آنها خیلی كم است.
آیا موسیقی كردی پذیرای اشعار فارسی است؟ اگر چنین است حد آن كجاست؟
شعر و آواز و موسیقی و به صورت كلی هنر فقط وابسته به یك ملت و یك ملیت نیست. بلكه متعلق به همه مردم جهان است. میبینیم كه اشعار شاعران نامی همانند حافظ و سعدی و... به بیشتر به زبانهای جهان ترجمه شدهاند.
شعر شاعران كرد چون استاد همهژار (هژار)، استاد همین و حقیقی نیز اینگونه است. ترجمه كردی شعر سعدی و حافظ و خیام را بنده و دیگر خوانندههای كرد نظیر ماملی در ترانهها خواندهاند. البته چه بسا خوانندههایی كه از شعر شاعران خارجی هم استفاده كرده باشند.
آیا شما به موازات خوانندگی، نوازندگی هم میكنید؟
متاسفانه اینجانب گرچه به شدت به نوازندگی علاقهمندم، ولی به واسطه مشكلات زیاد نتوانستم روی تار، سازی كه مورد علاقهام است، كار كنم. در نتیجه آنچه در سینهام انباشته شده، به صورت آواز، ترانه و شعر تراوش شده است. در ضمن به نظر من، سازهای كردی همان سازهای ایرانی هستند، چرا كه تا آنجائیكه بخاطر دارم، ساز تار در میان كردهای مُكری و مهاباد در اجراها، استفاده شده است. حتی در شهر سنندج هم كسانی چون میرزاعبداله استاد تار بودهاند. در مهاباد و در میان كردهای مُكری، از استادی به نام میرزاقاسم یا قاسم آقای بادام (بادام یك آبادی است) و عزیزخان تارزن نام میبرند.بعضی عقیده دارند كه سازهای بادی نظیر؛ سرنا و یا نرمهنای و یادوزهله، ساز اصیل كردی هستند و یا اینكه <دیوان> ساز اصیل كردهاست. بنظر من این عقیده صادق نیست، زیرا ما میبینیم كه آذریها و بختیاریها و دیگر اقوام ایرانی، از این سازها استفاده كردهاند. در واقع این نوع سازها، از سازهای قدیمی و ابتدایی هستند.
وضعیت موسیقی امروز كردی و جایگاه آن در بین جوانان چگونه است؟
متاسفانه گذرزمان روی موسیقی همه اقوام تاثیر داشته است. مثلاً شاهد هستیم كه موسیقی فارسی در گذر زمان دچار دگرگونیهایی شده است و نفوذ موسیقی پاپ و جاز و موسیقی راك و حتی موسیقی عربی و تركی از طرف دیگر روی آوازها و ترانههای اصیل فارسی تاثیر گذاشته است. امروزه دیگر جوانان با آن شور و هیجان پیشین به موسیقی اصیل استادانی چون بنان، مسعودی، قوامی و... گوش نمیدهند. در كردی نیز این مساله صادق است. وابستگی جوانان كرد به موسیقی اصیل كردی خیلی كم شده است. به خصوص این امر در این اواخر به حد بالایی مشهود است. حقیقت تلخ این است كه 80 درصد از جوانان علاقهمند به موسیقی جاز، راك، پاپ، عربی و تركی هستند. خوانندههایی در كردستان عراق فعال شدهاند كه از ذكر نام آنها خودداری میكنم. اگر شما به آثار آنان گوش دهید، انگار یك موسیقی و آواز تركی یا عربی را میشنوید!
درهم تنیدگی موسیقی كرد با موسیقی سنتی ایران هرچند بارز است، ولی نیاز به بررسی موردی و مصداقی دارد در این زمینه چه توضیحی دارید؟
بنظر بنده در چند دهه اخیر بیشتر نوازندگان برجسته كُرد كه در تهران بودهاند و با خوانندههای ایرانی كار كردهاند، از فرصت استفاده كرده و روی آهنگهای كُردی شعر فارسی گذاشتهاند.
مثلاًٍ یكی از آهنگهایی كه علیرضا افتخاری خواند، آهنگی است به نام <زه ماوهند> كه ابتدا بنده با جلیل عندلیبی آن را اجرا كردیم. در اصل این آهنگ متعلق به یكی از هنرمندان بزرگ كرد، به نام باكوری است كه در عودنوازی هم دستی دارد.
البته این اطلاعات از طرف جلیل عندلیبی عزیز و در آلبوم <از دست عشق> بنده و آلبوم علیرضا افتخاری بیان نشده است.
دیگر آهنگی كه استاد ناظری و دیگر هنرمندان ایرانی آن را خواندهاند، آهنگی است از استاد گرانقدر <علیمردان> كه <فاطمه> نام دارد. البته این نوع استفاده از آهنگهای كردی در فارسی بسیار استفاده شده است.
خواننده دیگری كه از آهنگهای استاد علیمردان بهره برده است، مرحوم ایرج بسطامی است.
این قرابت نشان دهنده نزدیكی مقامهای ایرانی و كردی است. در این راستا چه آثاری خلق شده است؟
استاد بزرگ و خوش صدا كه به داود ثانی معروف است، یعنی استاد سیدعلی اصغر كردستانی، آوازهایی در دستگاههای (آواز) بیات ترك، همایون، ماهور، (گوشه)، شوشتر، (آواز) ابوعطا و سهگاه خوانده است كه وجهاشتراكی با موسیقی ایرانی دارد. بنده نیز در آلبومی به نام یادواره در سال 1377 و با تقلید از این استاد و با هنرنمایی استادان، سعید فرجپوری، بهرام ساعد و داریوش زرگری آثاری را تقدیم كردهام.
در عرصه موسیقی محضر چه استادانی را درك كردهاید؟
بنده به صورت حضوری، پیش هیچ استادی نبودهام؛ بلكه از اوان كودكی علاقه به صدای استادانی چون؛ سیدعلی اصغر كردستانی و كاویس آغا داشتم و از روی گرامافون آهنگهای زیادی را از آنها یاد گرفتم و البته چون خوانندگی درخانواده ما ارثی بود، برادرم - كه 10 سال از من بزرگتر بود - مشوق من بوده است. سپس از طریق گوش دادن به رادیو از استادانی چون محمد صالح دیلان، طاهر توفیق، حسن جزراوی، آهنگ و آوازهای كردی یاد گرفتم. تاكنون 75 آهنگ و ترانه ساختهام كه برخی از آنها از این قرار هستند؛ راز تنهایی، تو دریایی، شورش ناامیدی، دهت به رستم، آسمان شین (آبی).ناگفته نماند كه ترانه و آوازهای اصیل از احساس و نهاد آدمی سرچشمه میگیرد. آهنگ چون شعر است كه شاعر به صورت كلمات و در قالب شعر ارائه میدهد و خواننده به صورت آواز و ترانه از نهاد و درون پر از احساس خود بیرون میریزد. برای مثال آهنگهای به جا مانده و قدیمی از چنین قاعدهای پیروی میكنند.
در نغمههای محلی كرد چه سازی بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد؟
به نظر من، ساز چه نوین و چه سنتی، چه غربی و چه شرقی، فرقی نمیكند.مهم این است كه از آن به صورت دلخواه و صحیح استفاده كرد. مثلاً ساز ماندولین، گیتار و یا ارگ را اگر به شیوه سنتی و مطابق با آواز و ترانههای سنتی خود بكار ببریم، خیلی هم خوب است. برای مثال اگرچه ساز ویولون ایرانی نیست، ولی هنرمندان بزرگ ایرانی از جمله استاد میرزاده و یاحقی آن را در اختیار ترانهها و آوازهای سنتی ایران قرار داده اند و به بهترین وجه و شیوه از آن استفاده كردهاند.
آیا موسیقی كردی میتواند به صورت نُت نوشته شود؟
نُت زمان و خط بینالمللی موسیقی جهان است. زبان و خط موسیقی همه ملتهاست. لذا موسیقی كردی هم از این قاعده مستنثی نیست.
آیا امكان دارد كه نوازندهای چیرهدست به عنوان موسیقیدان كُرد با اركستر سمفونیك كامل برنامه اجرا كند. آیا چنین اتفاقی تا به حال افتاده است؟
بله. من خودم یك بار به رهبری اقبال حاجبی، هنرمند و موسیقیدان نامی كرد، اهنگ سمفونیك <كابوكی> را در مهاباد و سنندج و سقز اجرا كردهام كه بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفت و قرار شد كه در همه شهرهای ایران این كنسرت اجرا شود، ولی شرایط و موقعیت این اجراها پیش نیامد و از آن زمان به بعد دیگر كسی دراین خصوص پیشنهادی نداده است
جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت: "برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاوها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد جوان پذیرفت.
در اولین طویله که بزرگترین در بود باز شد. باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم اش به زمین کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.
دومین در طویله که کوچکتر از قبلی بود، باز شد. گاوی کوچکتر که با سرعت حرکت کرد. جوان پیش خودش گفت: "منطق می گوید این را ولش کن چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن را ندارد.
سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر می کرد ضعیف ترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دست اش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد اما گاو دم نداشت!!!!
نتیجه: زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن به دهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیب مان نشوند. از این رو سعی کنید همیشه اولین شانس را امتحان کنید.
اگرچه ماساژ بدن میتواند ناامیدی را کاهش دهد، اما تحقیقات جدید نشان می دهد یک روش ارزان تر، راحت تر و موثرتر وجود دارد و آن گوش دادن به موسیقی است.
یک تحقیق جدید نشان میدهد ماساژ دادن میتواند میزان ناامیدی را در بیماران تا 50 درصد کاهش دهد.اما محققان متوجه شدند گوش دادن به یک موسیقی ملایم و لذت بخش اثر بهتری در کاهش علائم ناامیدی در انسان دارد.
کارن شرمن از موسسه تحقیقات سلامت در این باره گفت : پی بردن به این موضوع که گوش دادن به موسیقی میتواند تا این اندازه به کاهش علائم ناامیدی در انسان کمک کند، ما را شگفت زده کرد.این موضوع نشان میدهد فواید ماساژ دادن بیشتر مرتبط به پاسخ آرامشبخشی است که بدن دریافت میکند.
این اولین بار است که تحقیقاتی در مورد فواید ماساژ در کاهش علائم ناامیدی در بیمارانی که به شدت به این اختلال روحی دچار هستند انجام می شود.
برای بررسی این موضوع محققان به 68 بیمار مبتلا به ناامیدی انواع مختلف روشهای درمانی را تجویز کردند .تعدادی از آنها 10 جلسه ماساژ یک ساعتی دریافت کردند و به تعدادی دیگر توصیه کردند که دراز کشیده و به موسیقی ملایم گوش کنند.
در این تحقیقات مشخص شد تقریبا همه این روشها به یک میزان میتواند در کاهش علائم ناامیدی در انسان موثر باشند.
شرمن در این باره گفت : به این ترتیب گوش دادن به موسیقی میتواند به عنوان یکی از بهترین روشها در کاهش علائم ناامیدی در بیمارانی که به این اختلال دچار هستند به کار بیاید.گوش دادن به موسیقی بسیار کمهزینه است و میتواند مانند دیگر روشها به انسان آرامش دهد
فرزندانت را به خاطر آنچه هستند عزیز بدار، نه به خاطر آنچه تو می خواهی باشند
ده درصد درآمدت را پس انداز کن
هرگز با کسانی که بسیار ثروتمند تر یا بسیار فقیرتر ازتو هستند، ازپول حرف نزن
هر گز چیزی را که نیاز نداری ، به صرف حراج بودنش نخر
تاوان بی اعتمادی مردم را بپرداز
اصرارنداشته باش زندگی یک نفر دیگر را تو اداره کنی
از دیگران توقع نداشته باش که به توصیه ات گوش کنند وعملکرد خودت را نادیده بگیرند
فراوان بخند. شوخ طبعی درمان تقریبا همه ی دردهای زندگی است
تک تک کسانی که می شناسی چیزی می دانند که تو نمی دانی. ازآنها یاد بگیر
صدای خنده ی والدینت را روی نوار ضبط کن
درخصوص سه دین دگر، به غیرازدین خودت اطلاعاتی کسب کن
به سینما که می روی تنقلاتی بخور که جویدنش بی صدا باشد
مشتاق موفقیت دیگران باش
هنگام رانندگی درباران، با نور بالاحرکت کن
به حرف های فرزندانت گوش کن
مراقب شهرت ات باش . این با ارزش ترین دارایی توست
هر روز به موسیقی دلخواهت گوش کندریک شنبه شب از تئاتر بزرگ شهرت دیدن کن
توجه ات به بهتر انجام دادن کارها باشد، نه بزرگ تر انجام دادن آنها
از کفش، کمربند وکراوات گران قیمت استفاده کن. اما نوع گرانقیمت آنها را از حراجی بخر
از فرزندانت نزددیگران تعریف کن وبگذار خودشان هم بشنوند
در وسیه سالانه بیش از ۱۲ هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند .
نیمی از شهروندان ۱۵ ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و یک چهارم جمعیت ۱۵ ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند .
در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زود هنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد .
آمار زنان گمشده چینی به ۴۴ میلیون نفر رسید.
در هندوستان ۴۴ میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند.
پردرآمدترین ورزشکار جهان(تایگر وودز) گلف بازُدر طول سال ۷۸ میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه ۱۴۸ دلار درآمد کسب مس کند .
از سال ۱۹۹۷ به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا ۸۰ هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گرایش شده است .
هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی ۸۰۰ میلیون نفر گرسنه می مانند .
هر سال دو میلیون دختر جوان و زن ختنه می شوند .
۱۲۰ هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند .
ماه به من گفت،اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟
یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی.. و من.. همه چیز از دست دادم
موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه
تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم
باز در کلبه ی عشق، عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک ، چشم مرا جاری کرد
در اخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان آسمان قلبم با تو يا بي تو بهاريست
مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق
زندگي مثل بازي حکمه!! مهم نيست که دست خوبي نداري مهم اينه که يار خوبي داشته باشي؛ اينطوري شايد حتي بتوني بازي باخته رو ببري
ما غم زده ي شهر خرابيم گر مئ نخوريم خانه خرابيم ما ز کس و کسي کينه نداريم يک شهر پر از دشمن و يک دوست مثل تو داريم
گرچه سكوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد عزیز دلم كمي با من حرف بزن
در صفحه شطرنج زندگی همه ی مهره های من مات مهربانی تو شدند و من قلبم را به تو باختم
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکنی
حسی غریب و آشنا را دوست...
نه نه! چه می گویم فقط این که
آیا شما یک لحظه ما را دوست؟
منظور من این که شما با من...
من با شما این قصه ها را دوست...
ای وای! حرفم این نبود اما
سردم شده آب و هوا را دوست...
حس عجیب پیشتان بودن
نه! فکر بد نه! من خدا را دوست...
از دور می آید صدای پا
حتا همین پا و صدا را دوست...
این بار دیگر حرف خواهم زد
آقا گمانم من شما را دوست...
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
موهات را ببند دلم را تکان نده
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
من در کنار توست اگر چشم وا کنی
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن
امشب برای ماندنمان استخاره کن
اما به آیه های بدش اعتنا نکن....
